
... و من چه اسرارآمیز در هیاهوی تلاش برای برآورده کردن احتیاجات اولیه زندگی گم شدم..
و تو چه معصومانه به تابلوی تحسین برانگیز آرزوهایت خیره شده بودی..
.. .. و این در حالی بود که کلاغ پیری بر سر شاخه خشکیده درختی گم شدن مرا پیوسته غار غار می کرد .. ..
..و این است داستان زندگی هر مردی..
برچسب:
نویسنده: غزل صالحپور